ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
135
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
سال بيست و يك از ملكش كنيسها كردند بسيارى اندر روم ، و ترسايى بزرگ شد و اللّه اعلم مملكت قسطنطين [ 1 ] بن قسطنطين بيست و چهار سال بودست ، اندر ملك وى هيچ معلوم نشد كه از آر [ ا ] حوالى باز توان نمود ، يا شرح توان داد . مملكت يوليانس برادرزادهء قسطنطين دو سال و شش ماه بود ، او دين ترسايى بگذاشت ، و صنم پرستيد ، و اندر عهد شاپور به عراق رفت ، و آنجا كشته شد ، و شرح آن در قصهء ملوك گفته شود ، پس شاپور يكى را از بطارقه بريشان پادشاه كرد ، از دست خويش . مملكت اوالس بن نواله [ 2 ] چهارده سال بود . مملكت بندمس [ 3 ] الاصغر چهل [ و ] دو سال بود . آنست كه نسطور بطريق را كه اسقفى بزرگ بود ، لعنت كرد ، و از شهر براند ، و نسطوريان را به او باز خوانند از ترسا آن و بيشتر كه از آن نسب باشند ، و صاحب مذهب بود . مملكت مرقيانس و زنش بلحاريا [ 4 ] هفت سال بود ، ايشان ترسايان يعقوبيان را لعنت كردند ، و براندند . ( 88 - آ ) مملكت اليون [ 5 ] مهتر ، ارميانه [ 6 ] بودست ، شانزده سال بود ، مملكت اليون كهتر : پسرش يك سال بودست ، مملكت ارسن ارمياقى [ 7 ] هفده سال بود . و دين يعقوبيان داشت ، پس مردى بغيبت او قسطنطنيه فراز گرفت ، چون باز آمد پادشاهى از وى باز ستد ، و آن متغلب را بگرفت ، تا در زندان بمرد . مملكت نسطاس از ميانا مردم ، [ 8 ] بيست و هفت سال بودست . و هم بر دين يعقوبيان بود ، و بمعموريّه بنا نهاد ، گنجى بيافت اندران ، كه بر آن عمارت شهر خرج كرد ، و زيادت آمد ، بر كنيسها و ديرها به كار برد ، از بسيارى ، مملكت يسطينس [ 9 ] نه سال
--> [ ( 1 ) ] اسامى و سنين پادشاهى اين سلسله چون سلسلهء قبل در طبرى و كامل طورى و در مروج الذهب بطريقى و در ابو الفدا بطريقى ديگر است و اگر بنا بود حاشيه بنويسيم مفصل مىشد ، هر كه خواهد مراجعه كند ( طبرى ليدن 1 - 1 ص 741 - 744 . - ابو الفدا اسلامبول ج 1 ص 62 - 69 مروج الذهب قاهره ص 130 - 140 ) [ ( 2 ) ] حمزه : نوحاله . [ ( 3 ) ] حمزه : تيدوسيس [ ( 4 ) ] حمزه : مرقيانس و بلخاريا . [ ( 5 ) ] حمزه : اليون الاكبر و كان من اوساط الناس . [ ( 6 ) ] كذا و ظ : ازمنى - از ارمنيان بود ، چه لئون اول ارمنى بوده است . [ ( 7 ) ] حمزه : زنين الارميناقى . . . فانه كان من بلاد الارميناق ابو الفدا : زنبون ، [ ( 8 ) ] ترجمهء ( اوساط الناس ) حمزه است . از ميانه مردم ، بدون اضافت ، [ ( 9 ) ] حمزه : يوسطينس